محمد بن هندوشاه نخجوانى
مقدمهء مصحح 13
صحاح الفرس ( فارسى )
دانشگاه مرا آگاه ساختند كه نسخهء مؤلف فرهنگ نظام را بدست آوردهاند و آن را با كمال ميل در اختيار من خواهند گذاشت . در ارديبهشت ماه 1333 پس از آنكه به معيت آقاى دكتر محمد معين توفيق زيارت استاد فقيد دهخدا را يافتم بپايمردى ايشان نسخهء صحاح الفرس متعلق به كتابخانهء لغتنامه با اجازهء استاد در اختيار من نهاده شد و من با استفاده از آن نسخه كه با وجود صحت نسبى متأسفانه ديباچه و بيشتر از ثلث كتاب را ندارد توانستم سريعتر در كار خود پيشرفت كنم . « 1 » شادروان دهخدا در حاشيهء صفحات اول اين نسخه سطورى نوشتهاند كه يادداشت مانند است و بخصوص در قسمتهاى آخر پيوستگى مطالب از بين مىرود و چنين مىنمايد كه آن شادروان مىخواستهاند طرحى براى معرفى كتاب بريزند و سپس آن را كامل كنند ، اينك تمام آن نوشته را عينا در اينجا مىآوريم . در حقيقت اين نوشته نمودار استنباطاتى است كه آن مرحوم با مطالعهء نسخهء خودشان در باب هويت كتاب و مؤلف آن داشتهاند و البته نبايد اين استنباطات را با مقدمهء اصلى كتاب كه مؤلف يعنى « ابن هندوشاه » نوشته اشتباه كرد . در البلغه « 2 » بهوپالى مىنويسد : « صحاح العجم لهندوشاه النخجوانى رتبه على ترتيب الصحاح و هو مختصران قديم و هو معروف بديرينه و جديد قال فيه لما رأيت اكثر كتب المشايخ مدونة بلغة الفرس و كان اكثر راغبيها غير فارس جمعت منها على وجه يسهل تناوله و جعلت لكل حرف على الترتيب بابا مستقلا و قيدت الحروف على وجه لا يخفى و سميته به لكونه على اسلوب صحاح العربيه و للشيخ الامرى الرومى القرشى . انتهى . » « 3 » نمىدانم از شيخ يحيى الآمرى الرومى القرشى مرادش چيست آيا صاحب صحاح يعنى جوهرى را مىگويد اسم جوهرى اسماعيل بن حماد فارابى است نه يحيى ، آيا شارح و مترجم او صاحب صراح را مىگويد او هم محمد بن عمر بن خالد قرشى است و تنها در قرشى با يحيى آمرى شريك است پس بايد ظاهرا يحيى الامرى الرومى القرشى صاحب صحاح العجم باشد ولى چرا لقب او هندوشاه را تكرار نكرده و از طرف ديگر نخجوانى را چرا نياورده است درصورتىكه آمرى رومى قرشى را گفته است . در هر حال براى من واضح نشد كه مرادش چيست اما كتاب حاضر چنان كه در اول كتاب ديده مىشود صحاح الفرس است نه صحاح العجم و ديباچهء عربى را كه بهوپالى نقل مىكند در اينجا ديده نمىشود پس صحاح العجم نيست يا صحاح العجمى است بىديباچه ، با تغيير عجم به
--> ( 1 ) - در اسفند ماه 1334 كه سازمان لغتنامه به مجلس شوراى ملى منتقل شد و ترتيبات تازهاى دادند من بدعوت آقاى دكتر محمد معين براى همكارى با ايشان در سازمان مذكور عضويت يافتم و تنظيم حرف كاف تازى بعهدهء من گذاشته شد كه دو جزء صد صفحهاى آن يكى در مهر ماه 1336 و دومى در فروردين ماه 1339 نشر يافته است . ( 2 ) - البلغه فى اصول اللغة تأليف صديق حسن خان ( 1307 - 1248 ) ( معجم المطبوعات العربية ص 1202 ) . ( 3 ) - اين سطور را بهوپالى از كشف الظنون نقل كرده است .